تبليغاتX
انواع اس ام اس - انواع شعر - انواع نامه

انواع اس ام اس - انواع شعر - انواع نامه

انواع اس ام اس - انواع شعر - انواع نامه - حرفای بزرگان - آموزشی - کسب درآمد اینترنتی

کاشکی بودی

کاشکی بودی و میدیدی

ذره ذره جون سپردم

دوریت برام یه سمه سمه

قطره قطره هی میمردم

کاشکی بودی نمی ذاشتی که منو از من بگیرن

کاشکی بودی نمی ذاشتی گلای باغچه بمیرن

آرزومه که یه روزی

توی کلبه مون منو تو

پای دل همدیگه پیر شیم

فقط و فقط من و تو

آرزومه هر دو با هم

سقف کلبه مونو بسازیم

زیر سقف آرزوها به همه مردم بنازیم

کاش میشد منو بفهمی

درد پنهونم بدونی

حرف عمری خستگیو

از توی چشمام بخونی

 

از آلبوم رویای شیرین رضا صادقی

 

اس ام اس عاشقانه  اس ام اس سرکاری  اس ام اس ضد حال  اس ام اس خنده دار  اس ام اس بامزه  شعر عاشقانه  نامه عاشقانه  جک  داستان عاشقانه  شعرهای کارو  نامه های کارو  حرفهای عاشقانه  سخنان بزرگان  شعرهای مریم حیدرزاده  شعرهای کاراپت دردریان  شعرهای خسرو گلسرخی

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم آذر 1387ساعت 12:22  توسط یه برگ پاییزی  | 

هوای رفتن

می خوام یه قصری بسازم
پنجره هاش آبی باشه
من باشم و تو باشی و
یه
شب مهتابی باشه
امشب می خوام از آسمون
یاسهای خوشبو بچینم
امشب می خوام
عکس تو رو
تو خواب
گل ها ببینم
کاشکی بدونی چشمات رو
به صد تا دنیا نمی دم
یه
موج گیسوی تو رو
به صد تا دریا نمی دم
کاش تو هوای عاشقی
همیشه پیشم بمونی
از تو
کتاب زندگی
حرفای رنگی بخونی
حتی اگه دلت نخواد
اسم تو ، تو قلب منه
چهره تو یادم میاد
وقتی که بارون می زنه
امشب می خوام برای تو
یه
فال حافظ بگیرم اگر که خوب در نیومد
به احترامت بمیرم
امشب می خوام رو آسمون
عکس چشات رو بکشم
اگر نگاهم نکنی
ناز نگات رو بکشم
می خوام تو رو قسم بدم
به جون هر چی عاشقه
به جون هر چی
قلب صاف
رنگ گل شقایقه
یه وقتی که من نبودم
بی خبر از اینجا نری
بدون یه خداحافظی
پر نزنی تنها نری
وقتی که اینجا بمونی
بارون قشنگ و نم نمه
هوای رفتن که کنی
مرگ گلهای مریمه

 

از مجموعه مثل هیچ کس نوشته مریم حیدرزاده (کتاب مثل هیچ کس مریم حیدرزاده)

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم آذر 1387ساعت 16:9  توسط یه برگ پاییزی  | 

کوی عشق

ساقیا در عالم هستی لب بی آه نیست

آنکه را بر لب نباشد آه، دل آگاه نیست

عاشق اویم که او حسرت کش و درد آشناست

در دل درد آشنا جز ناله جان کاه نیست

آنچنان رنجیده از این جان رنجاننده ام

کز بن هر استخوانم، آه را هم، راه نیست

جز شمیم عشق جانسوزی نشد همراه من

هر که را این همرهی باشد، بی همراه نیست

گمرهانه سوی کویت می دوم با زخم پا

رهنورد عشق زیبایان ولی گمراه نیست

گر چه کوتاه است دست تو خزان از کوی عشق

دست کوی عشق اما از سرت کوتاه نیست

 

از مجموعه شعر اشک لیلی اثر پرویز نی داود (کتاب اشک لیلی نوشته ی پرویز نی داود)

 

اس ام اس عاشقانه  اس ام اس سرکاری  اس ام اس ضد حال  اس ام اس خنده دار  اس ام اس بامزه  شعر عاشقانه  نامه عاشقانه  جک  داستان عاشقانه  شعرهای کارو  حرفهای عاشقانه  سخنان بزرگان  شعرهای مریم حیدرزاده  شعرهای پرویز نی داود  شعرهای کاراپت دردریان  شعرهای خسرو گلسرخی

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم آذر 1387ساعت 16:55  توسط یه برگ پاییزی  | 

اس ام اس عاشقانه، اس ام اس عشقولانه، پیامک عاشقانه

می دونی چرا بعضی از شبها زود گذرند یعنی زود صبح می شه؟

چون خورشید هم دلش واست تنگ می شه

 

اس ام اس عاشقانه

 

من خورشید تو ماه، آن قدر بهت می تابم که واسم بدرخشی توی شبای تنهایی من

 

اس ام اس عاشقانه

 

من روی تو یه حساب ویژه باز کرده بودم. ناراحت نشو ولی تازه فهمیدم همه راست می گن تو یه آدم دو رویی، یه روت ماهه یه روت گل

 

اس ام اس عاشقانه

 

اگر آفتاب به گرمایش، دریا به سخاوتش و گل به لطافتش می نازد من هم به دوستی مثل تو می نازم

 

اس ام اس عاشقانه

 

می گن خدا بهترین نعمتش رو به بهترین بنده اش می ده، من که بهترین بندهاش نیستم پس چرا تو رو به من داده

 

اس ام اس عاشقانه

 

ادامه ی اس ام اس عاشقانه رو در ادامه ی مطلب بخوانید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم آذر 1387ساعت 12:34  توسط یه برگ پاییزی  | 

شعر طنز، شوخی با شعر

تقلب توان، گر کند مرد را

معلم گر ببیند ستلجم کند دانش آموز را

 

شعر طنز

 

چو عضوی به درد آورد روزگار

که پنچر شود چرخ آموزگار

 

شعر طنز

 

چو خوش گفت زالی به فرزند خویش

اگر گربه دیدی بگو پیش پیش

 

شعر طنز

 

چو عضوی به درد آورد روزگار

همه دکترا می شوند دست به کار

 

شعر طنز

 

چنین گفت رستم به اسفندیار

که من فوتبالیستم پسر توپ بیار

 

ادامه ی شعرهای طنز رو در ادامه ی مطلب بخوانید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه دهم آذر 1387ساعت 12:32  توسط یه برگ پاییزی  | 

حرفهای عاشقانه، سخنان بزرگان، سخنان ارزشمند

به جای دسته گلی که فردا بر گورم نثار می کنی

امروز با شاخه گلی یادم کن

به جای سیل اشکی که فردا بر مزارم می ریزی

امروز با تبسمی مختصر شادم کن

امروز که نزد توام یادم کن

فردا که شوم خاک چه سود قطرات اشکت

 

حرفهای عاشقانه

 

ميدونين چرا آب هميشه به اون چيزي که ميخواد ميرسه؟ دقيقا ميدونه چي ميخواد (پايين رفتن)، اگه به به سنگ برسه اول سعي ميکنه دورش بزنه، بعد اگه نتونست سوراخش ميکنه، اگه به يه چاله رسيد، آروم صبر ميکنه تا پرشه بعد رد شه بيايد ما هم در برابر مشکلاتمون مثل آب باشيم و مثل آب با مشکلات برخورد کنيم

 

حرفهای عاشقانه

 

اگر در زندگی به ناگاه یکی از سیمهای سازت پاره شد آهنگ زندگی را آن چنان ادامه بده که هیچ کس نداند بر تو چه گذشت

حرفهای عاشقانه

 

سعي کن مثل خورشيد زياد نور ندي چون همه از نورت استفاده مي کنن ولي اصلا نگات نمي کنن؛ سعي کن مثل ستاره کم نور بدي تا همه تو خلوت شباشون دنبالت بگردن

 

حرفهای عاشقانه

 

برای دیدن بقیه بر روی ادامه ی مطلب کلیک کنید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه نهم آذر 1387ساعت 14:54  توسط یه برگ پاییزی  | 

نامه ی یک دختر به نامزدش (کارو)

نامه های سرگردان کارو

 

این منم و یک قلب ... یک قلب آبستن ... آبستن عشق

 

آرلن! این نامه را در پایان روزی برایت می نویسم که غروبش به طور وحشتناکی غم انگیز است و آهنگ طپش قلب محزونم، غم انگیزتر از غروب...

برای آنچه بناست در این نامه به تو بنویسم به هیچ گونه سوگندی احتیاج ندارم ... برای این که هم یهودای سرگردان شاهد تیره بختی من است، هم مسیح مصلوب ...

هنگام نوشتن این نامه احساس می کنم که سرتاسر وجودم زندان دور افتاده ایست از مشتی وا خورده ... و روحم جنگلی متحرک و سرگردان از آرزوهای عاصی ...

 

گوش کن، آرلن! دلم می خواست هنگام نوشتن این نامه، بلافاصله پس از نام تو، کلمه ای دیگر اضافه کنم ... کلمه ای که سرتاسر زندگی از یاد رفته ی من در آن خلاصه می شود؛ کلمه ی "من". دلم می خواست به خود حق می دادم تو را "آرلن من" خطاب کنم، دریغا که نمی توانم. اما در این لحظه ای به خصوص، توانستن مطرح نیست! برای نخستین بار بگذار خواستن مبنای توانستن هم امکان پذیر باشد. مابر این: آرلن من!

کاش می دانستی که انگیزه ی نوشتن این نامه، شیون شبانه ی قلب من است. قلب من امروز غروب، همین چند لحظه پیش، سکوت خود را شکست و با من با دیده ی گریان گفت که چند ماهی است از قلب تو، آبستن است! تعجب نکن، آرلن، قلب مردها مثل خودشان از لحاظ جنسی مرد است، و قلب زن، زن و بنابراین، نامه مال من نیست! نامه ی یک قلب شکسته است. یک قلب شکسته ی آبستن، آرلن! فکر می کنی فرزند تصادم بدون تماس دو قلب چه می تواند باشد؟ جز آن همه چیز شکن مقدس که خوراکش، شیرین، سرشک است. آن فرزند نامرئی شب زفاف قلب ها که نامش در قاموس شب زنده داران ناکام "عشق" است...

میدانی یعنی چه آرلن؟؟ امشب برای نخستین بار احساس کردم که متاسفانه گرفتارت شده ام. شاید اگر تصمیم نگرفته بودم که برای همیشه فراموشت کنم، این احساس پنهانی، هرگز قلبم را تکان نمی داد. اما چه کار کنم که هم زمان با این تصمیم اجتناب ناپذیر، شیون قلبم در پهنه ی سینه ی محنت زده ام، بیداد کرد...

ادامه ی نامه را در ادامه ی مطلب بخوانید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه هشتم آذر 1387ساعت 12:21  توسط یه برگ پاییزی  |