اس ام اس عاشقانه و شعر عاشقانه و قطعه شعر
در دیاری که در آن نیست کسی یار کسی
کاش یا رب که نیفتد به کسی کار کسی
شاید اونجوری که باید قدرتو من ندونستم
حرفایی بود توی قلبم، من نگفتم، نتونستم
من به تو هرگز نگفتم با تو بودن آرزومه
نقش اون چشمای معصوم، لحظه لحظه رو به رومه
نیومد روی زبونم که بگم بی تو چی هستم
که بگم دیوونتم من زندگیمو به تو بستم
عالم همه محبت است و ایام غم است
گردون همه آفت است و گیتی ستم است
فی الجمله چو در کار جهان می نگریم
آسوده کسی نیست و گر هست کم است
اگر با گریه دریایی بسازم
اگر با خنده رویایی بسازم
اگر خنده شود در من فراموش
اگر گریه شود با من هم آغوش
تو را هرگز نخواهم کرد فراموش
ای گلشن گلها به گلستان چه نویسم
من نیز غریبم به غریبان چه نویسم
ترسم که قلم شعله کند صفحه بسوزد
با این دل تنگم به عزیزم چه نویسم
ادامه ی در ادامه ی مطلب ببینید
ادامه مطلب
