تبليغاتX
انواع اس ام اس - انواع شعر - انواع نامه

انواع اس ام اس - انواع شعر - انواع نامه

انواع اس ام اس - انواع شعر - انواع نامه - حرفای بزرگان - آموزشی - کسب درآمد اینترنتی

اس ام اس، سخنان ارزشمند بزرگان

سخنی از حضرت امیر (ع)

وقتی کلامی می شنوید برای تفکر کردن بیاموزید نه برای نقل کردن که راویان علم بسیارند و رعایت کنندگان آن کم (حضرت امیر (ع))

 

 

سخنی از کانت

وظیفه ی اصلی دولت های واقعی آن است که نگذارند به انسان ها مانند شی نگریسته شود و حداقل محدودیت و صیانت را به حداکثر آزادی افراد اعمال کنند (کانت)

 

 

سخنی از اسپنسر جانسون

زندگی دو نیمه است، نیمه ی اول در انتظار نیمه ی دوم و نیمه ی دوم در حسرت نیمه ی اول (اسپنسر جانسون)

 

 

سخنی از ابن عطا

زندگی دشوار است اما من از او سرسخت تر، همت آن است که هیچ حادثه و عارضه ای، مانع آن نگردد (ابن عطا)

 

 

سخنی از کتاب کلیله و دمنه

مرد بلند همت تا پایه ی بلند به دست نیاورد از پای طلب ننشیند (کتاب کلیله و دمنه)

 

 

سخنی از جواد فاضل

آرزوهای ما، امیدهای ما، عشقها و هوسها و حتی وفای ما هم موجی بیش نیستند که بر می خیزند و رشد می کنند و بالا می روند و بالاخره نقش زمین می شوند و در کرانه های زندگی لای شنها و ریگها فرو می روند (جواد فاضل)

 

 

سخنی از علی شریعتی

برای کوبیدن یک حقیقت، خوب به آن حمله کن، بد از آن دفاع کن (علی شریعتی)

 

 

ادامه ی سخنان بزرگان را در ادامه ی مطلب بخوانید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388ساعت 16:48  توسط یه برگ پاییزی  | 

به عشق سرگردانم ... مارلن

مارلن! ... مارلن نازنین من! مارلن نازنینی که دیگر مال من نیستی، نمی دانم حالا که این نامه را به تو می نویسم، تو در جستجوی کدام آرزوی گمشده ی خودت و خود آرزوی گمشده ی کیستی؟ ولی هر جا با هر که هستی باید به خاطر همه ی آن شب های سرسام گرفته که تا سپیده ی صبح به خاطر تو دیوانه وار گریه می کردم، اکنون پس از سالها خاموشی یک بار حرفهای مرا گوش کنی، حرف، نه! به دردهای سینه خراش دلم، دل طوفن زده ی طوفانزایم که من اینک آهنگ فریاد فراموش شده اش را برای تو میسرایم.

 

از من انتظار نداشته باش که سراپای این اوراق در هم ریخته را که بناست فریاد قلبم در سپیدی رویشان سیاهی درد بی پایان مرا ناپدید کنند، با توصیف زیباییهای تو سیاه کنم، من دیگر آن انسان تو سری خورده ی مایوس و تنهای سابق نیستم.

 

گذشت زمان در اعماق وجود من، در پریشانی روح پریشانم، در تار و پود من آتشی شعله ور ساخته که هر شعله اش عصاره ی صدها هزار کینه و هزاران هزار عشق انسانی است. وجود من اکنون حصار پولادینی است که اشک عجز در چهار دیوار شکست برندارش زندانی است و قلبم سرچشمه ی آهنگهایی که نغمه های شب زنده دارشان مقدمه ای بر پایان وحشتناک این شب وحشت زده ی ظلمانی است.

 

 

ادامه ی این نامه ی زیبای کارو را در ادامه ی مطلب بخوانید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه چهارم اردیبهشت 1388ساعت 18:20  توسط یه برگ پاییزی  |