تبليغاتX
انواع اس ام اس - انواع شعر - انواع نامه

انواع اس ام اس - انواع شعر - انواع نامه

انواع اس ام اس - انواع شعر - انواع نامه - حرفای بزرگان - آموزشی - کسب درآمد اینترنتی

روزگاری

روزگاری یک نگه، گرمای صد آغوش داشت

اشک عاشق مزه ی گل چشمه های نوش داشت

یک نوازش می زد آتش بر دل  هر بی قرار

یک سخن، پویایی یک بستر گل پوش داشت

خنده ها بوی خوش عشق و محبت داشتند

چشمها گیرایی یک چشمه خود جوش داشت

ای که آغوشت ز سردی می زند پهلو به غم

یاد آن روزی که آغوشت تب آغوش داشت

 

از مجموعه شعر اشک لیلی اثر پرویز نی داود (کتاب اشک لیلی نوشته ی پرویز نی داود)

 

 

اس ام اس عاشقانه  اس ام اس سرکاری  اس ام اس ضد حال  اس ام اس خنده دار  اس ام اس بامزه  اس ام اس ولنتاین  شعر عاشقانه  نامه عاشقانه  جک  داستان عاشقانه  شعرهای کارو  نامه های کارو  حرفهای عاشقانه  سخنان بزرگان  شعرهای مریم حیدرزاده  شعرهای کاراپت دردریان  شعرهای خسرو گلسرخی

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم خرداد 1388ساعت 16:17  توسط یه برگ پاییزی  | 

بر سنگ مزار

الا، ای رهگذر! منگر! چنین بیگانه بر گورم
چه می خواهی؟ چه می جویی، در این
کاشانه ی عورم؟

چه سان گویم؟ چه سان گریم؟ حدیث قلب رنجورم؟
از این خوابیدن در زیر
سنگ و خاک و خون خوردن
نمی دانی!
چه می دانی، که آخر چیست منظورم
تن من لاشه ی
فقر است و من زندانی زورم
کجا می خواستم مردن!؟
حقیقت کرد مجبورم
چه شبها تا سحر عریان، به
سوز فقر لرزیدم
چه ساعتها که سرگردان، به
ساز مرگ رقصیدم
از این دوران
آفت زا، چه آفتها که من دیدم
سکوت زجر بود و
مرگ بود و ماتم و زندان
هر آن باری که من از شاخسار
زندگی چیدم
فتادم در
شب ظلمت، به قعر خاک، پوسیدم
ز بسکه با
لب مخنت، ‌زمین فقر بوسیدم
کنون کز
خاک فم پر گشته این صد پاره دامانم
چه می پرسی که چون مردم؟ چه سان پاشیده شد
جانم؟
چرا بیهوده این
افسانه های کهنه بر خوانم؟
ببین پایان کارم را و
بستان دادم از دهرم
که
خون دیده، آبم کرد و خاک مرده ها، نانم
همان دهری که بایستی بسندان
کوفت دندانم
به جرم اینکه
انسان بودم و می گفتم: انسانم

ستم خونم بنوشید و بکوبیدم به بد مستی
وجودم حرف بی جایی شد اندر مکتب هستی

شکست و خرد شد، افسانه شد، روز به صد پستی
کنون ... ای رهگذر! در
قلب این سرمای سرگردان
به جای گریه: بر قبرم، بکش با خون دل دستی
که تنها قسمتش
زنجیر بود، از عالم هستی
نه
غم خواری، نه دلداری، نه کس بودم در این دنیا
در عمق سینه ی زحمت، نفس بودم در این
دنیا
همه بازیچه ی پول و هوس بودم در این دنیا
پر و پا بسته مرغی در
قفس بودم در این دنیا
به
شب های سکوت کاروان تیره بختیها
سرا پا نغمه ی عصیان،
جرس بودم در این دنیا
به فرمان حقیقت رفتم اندر
قبر، با شادی
که تا بیرون کشم از قعر ظلمت نعش
آزادی

 

از کتاب شکست سکوت نوشته کارو (شکست سکوت کارو)

 

 

اس ام اس عاشقانه  اس ام اس سرکاری  اس ام اس ضد حال  اس ام اس خنده دار  اس ام اس بامزه  شعر عاشقانه  نامه عاشقانه  جک  داستان عاشقانه  شعرهای کارو  نامه های کارو  حرفهای عاشقانه  سخنان بزرگان  شعرهای مریم حیدرزاده  شعرهای کاراپت دردریان  شعرهای خسرو گلسرخی

+ نوشته شده در  شنبه دوم خرداد 1388ساعت 11:53  توسط یه برگ پاییزی  | 

بیا (شعر عاشقانه)

بیا و روی ماهت را تو بر این سینه ام بگزار

به روی قلب عاشق پیشه هم بی کینه ام بگزار

بیا و راز دل بشنو چه حالی و چه غوغایی است

بیا و رخ به آن بازوی چون سیمینه ام بگزار

بیا و باز بین قلبم زلال است چن آئینه

وجود خود تماشا کن، سرت آئینه ام بگزار

بیا و زمزمت سر کن بگو از نغمه هایت خوش

تو جان من نوازش کن، رخت بر سینه ام بگزار

بیا دست محبت را دریغ هان مکن از من

بیا تو دست در دستان چو آن دیرینه ام بگزار

 

 

اس ام اس عاشقانه  اس ام اس سرکاری  اس ام اس ضد حال  اس ام اس خنده دار  اس ام اس بامزه  اس ام اس ولنتاین  شعر عاشقانه  نامه عاشقانه  جک  داستان عاشقانه  شعرهای کارو  نامه های کارو  حرفهای عاشقانه  سخنان بزرگان  شعرهای مریم حیدرزاده  شعرهای کاراپت دردریان  شعرهای خسرو گلسرخی

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم اردیبهشت 1388ساعت 10:33  توسط یه برگ پاییزی  | 

خاطرات

باز در چهره خاموش خیال
خنده زد چشم گناه آموزت
باز من ماندم و در غربت دل
حسرت بوسه هستی سوزت
باز من ماندم و یک مشت هوس
باز من ماندم و یک مشت امید
یاد آن پرتو سوزنده عشق
که ز چشمت به دل من تابید
باز در خلوت من دست خیال
صورت شاد ترا نقش نمود
بر لبانت هوس مستی ریخت
در نگاهت عطش طوفان بود
یاد آن شب که ترا دیدم و گفت
دل من با دلت افسانه عشق
چشم من دید در آن چشم سیاه
نگهی تشنه و دیوانه عشق
یاد آن بوسه که هنگام وداع
بر لبم شعله حسرت افروخت
یاد آن خنده بیرنگ و خموش
که سراپای وجودم را سوخت
رفتی و در دل من ماند به جای
عشقی آلوده به نومیدی و درد
نگهی گمشده در پرده اشک
حسرتی یخ زده در خنده سرد
آه اگر باز بسویم آیی
دیگر از کف ندهم آسانت
ترسم این شعله سوزنده عشق
آخر آتش فکند بر جانت

 

از مجموعه اسیر نوشته ی فروغ فرحزاد (کتاب اسیر فروغ فرحزاد)

 

 

اس ام اس عاشقانه  اس ام اس سرکاری  اس ام اس ضد حال  اس ام اس خنده دار  اس ام اس بامزه  اس ام اس ولنتاین  شعر عاشقانه  نامه عاشقانه  جک  داستان عاشقانه  شعرهای کارو  نامه های کارو  حرفهای عاشقانه  سخنان بزرگان  شعرهای مریم حیدرزاده  شعرهای کاراپت دردریان  شعرهای خسرو گلسرخی

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم اردیبهشت 1388ساعت 11:17  توسط یه برگ پاییزی  | 

وقتی نمی بینم تو رو

دلم برات تنگه عزیز یادی نمی کنی ز من

دارم دیوونه می شم و نمی بینی نیاز من

می خوام ببینمت ولی فاصله از من تا خداست

خودم هزار و یک طرف همه حواسم به شماست

وقتی نمی بینم تو رو چشمامو واسه کی بخوام

نفس برام سمی می شه هوا رو واسه کی بخوام

انگار نه انگار که دلی برای بودن تو بود

رفتی و بین آدما شدم یکی بود و نبود

یه جور واقعی تو رو حس می کنم توی تنم

به جون تو بودن تو دیگه دارم دق می کنم

صورت ماه تو عزیز دیوارای خونه شده

هر کی میبینتم میگه طفلکی دیوونه شده

تو رو خدا راضی نشو بیشتر از این هدر بشم

دیگه بسه راضی نشو این جوری در به در بشم

 

از کما نوشته ی رضا صادقی (آلبوم کما رضا صادقی)

 

 

اس ام اس عاشقانه  اس ام اس سرکاری  اس ام اس ضد حال  اس ام اس خنده دار  اس ام اس بامزه  اس ام اس ولنتاین  شعر عاشقانه  نامه عاشقانه  جک  داستان عاشقانه  شعرهای کارو  نامه های کارو  حرفهای عاشقانه  سخنان بزرگان  شعرهای مریم حیدرزاده  شعرهای کاراپت دردریان  شعرهای خسرو گلسرخی

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388ساعت 15:43  توسط یه برگ پاییزی  | 

اشک معشوق

تو می گویی ز عشق من گذر کن، اینکه از من بر نمی آید

چنان مست از نگاهت گشته ام، کز نشئت ساغر نمی آید

ز افغان شبانگاهی چه گویم، من چه شعری بهر تو سازم

که این اشعار و این افغان، جفاکارا به گوشت در نمی آید

چنان از دوریت می سوزم و پر پر شوم هر دم چو پروانه

که این خونسردی و پرپر شدن، از لاله ی پرپر نمی آید

چنان از چشمت افتادم که از پا می فتد سایه به زیر پا

مرا از چشم خونین دل چه می ریزد، چه ها بر سر نمی آید

چنان آه جگر سوزم کند بنیان رقیبان را هر از گاهی

که این بنیان بر اندازی ز صد سرباز و صد لشکر نمی آید

چه بی رحمی به عشق و دوستی هم باورم کردی

که بعد از تو مرا از دوستی ها مهربانی ها دگر باور نمی آید

مصیبت نامه ی عشقم نه در خورد یکی شعر و یکی بحث است

که این درد توان سوزم به یک دفتر به صد دفتر نمی آید

چو زخمی گشته عشق توان سوز توام ساقی، تو خود دانی

ز هر خنجر دگر زخمی چنین کاری و درد آور نمی آید

به گردون می رسد آهم در این شبهای رنجاننده نی داود

چنان دود از دلم می خیزد این شبها که از مجمر نمی آید

 

از مجموعه شعر اشک لیلی اثر پرویز نی داود (کتاب اشک لیلی نوشته ی پرویز نی داود)

 

 

اس ام اس عاشقانه  اس ام اس سرکاری  اس ام اس ضد حال  اس ام اس خنده دار  اس ام اس بامزه  اس ام اس ولنتاین  شعر عاشقانه  نامه عاشقانه  جک  داستان عاشقانه  شعرهای کارو  نامه های کارو  حرفهای عاشقانه  سخنان بزرگان  شعرهای مریم حیدرزاده  شعرهای کاراپت دردریان  شعرهای خسرو گلسرخی

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم فروردین 1388ساعت 17:16  توسط یه برگ پاییزی  | 

شکوه ی ناتمام

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم فروردین 1388ساعت 10:41  توسط یه برگ پاییزی  | 

خلقت من

خلقت من از ازل یک خلقت ناجور بود

من که خود راضی به این خلقت نبودم زور بود

درد و داغ و زاری و دوری و زجر

این همه نزدیک من اما سعادت دور بود

این طبیعت یک زمان چشم خوشی بر من نداشت

تف به چشم تنگ او چشم طبیعت کور بود

نور امید مرا از کلبه ام دزدیده اند

ورنه این کلبه سراسر چلچراغ نور بود

شور شادی را به طوفان حوادث داده ام

کی تهی این انجمن از شادی و از شور بود

تهمت بی مهری ام دادند خیل دوستان

گر چه از مهر و محبت سینه ام چون طور بود

گر نوا سر می کنم خندان لب و خونین جگر

چشم امیدم خزان محنت سرای گور بود

 

از مجموعه شعر اشک لیلی اثر پرویز نی داود (کتاب اشک لیلی نوشته ی پرویز نی داود)

 

اس ام اس عاشقانه  اس ام اس سرکاری  اس ام اس ضد حال  اس ام اس خنده دار  اس ام اس بامزه  شعر عاشقانه  نامه عاشقانه  جک  داستان عاشقانه  شعرهای کارو  نامه های کارو  حرفهای عاشقانه  سخنان بزرگان  شعرهای مریم حیدرزاده  شعرهای کاراپت دردریان  شعرهای خسرو گلسرخی

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم اسفند 1387ساعت 20:41  توسط یه برگ پاییزی  | 

کما

تو می تونی من و از پا در آری، تو می تونی که اشکم در بیاری

فقط تویی که می تونی عزیزم، منو عمری توی کما بذاری

تو می تونی که روحم رو بپاشی، تو می تونی که اشکم در بیاری

آره تویی کخ ه می تونی عزیزم، بری لحظه ای یاد ما نباشی

ولی خوب می دونی نمی تونی بگیری از دلم هواتو

ولی خوب می دونی نمی تونی بگیری از من خاطراتو

تو می تونی نبینی خستگیمو

تو می تونی نفهمی بچگیمو

تو می تونی که نادیده بگیری

تمام لحظه های زندگیمو

بی وفایی توی خونته می دونم

می تونی بگذری اینم می دونم

 

از آلبوم کما رضا صادقی

 

اس ام اس عاشقانه  اس ام اس سرکاری  اس ام اس ضد حال  اس ام اس خنده دار  اس ام اس بامزه  اس ام اس ولنتاین  شعر عاشقانه  نامه عاشقانه  جک  داستان عاشقانه  شعرهای کارو  نامه های کارو  حرفهای عاشقانه  سخنان بزرگان  شعرهای مریم حیدرزاده  شعرهای کاراپت دردریان  شعرهای خسرو گلسرخی

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم اسفند 1387ساعت 16:55  توسط یه برگ پاییزی  | 

خیال

دیشب دوباره دیدمت اما خیال بود
تو در کنار من بشینی محال بود
هر چه نگاه عاشق من بی نصیب بود
چشمان مهربان تو پاک و زلال بود
پاییز بود و کوچه ای و تک مسافری
با تو چه قدر کوچه ی ما بی مثال بود
نشنید لحن عاشق من را نگاه تو
پرواز چشم های تو محتاج بال بود
سیب درخت بی ثمر آرزوی من
یک عمر مانده بود ولی کال کال بود
گفتم کمی بمان به خدا دوست دارمت
گفتی مجال نیست و لیکن مجال بود
یک عمر هر چه سهم تو از من نگاه بود
سهم من از عبور تو رنج و ملال بود
چیزی شبیه جام بلور دلی غریب
حالا شکست وای صدای وصال بود
شب رفت و ماه گم شد و خوابم حرام شد
اما نه با خیال تو بودم حلال بود

 

از مجموعه مثل هیچ کس نوشته مریم حیدرزاده (کتاب مثل هیچ کس مریم حیدرزاده)

 

اس ام اس عاشقانه  اس ام اس سرکاری  اس ام اس ضد حال  اس ام اس خنده دار  اس ام اس بامزه  اس ام اس ولنتاین  شعر عاشقانه  نامه عاشقانه  جک  داستان عاشقانه  شعرهای کارو  نامه های کارو  حرفهای عاشقانه  سخنان بزرگان  شعرهای مریم حیدرزاده  شعرهای کاراپت دردریان  شعرهای خسرو گلسرخی

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم اسفند 1387ساعت 16:51  توسط یه برگ پاییزی  | 

مطالب قدیمی‌تر